بسه بسه دیگه
خون تو اگه بریزه ناحقه
تو عمرم حق کسی رو ناحق نکردم حق داشِتَم میدم
اما از اون نامرد تر تو روزگار ندیدم تُــف
ما با اِسممون زندگی میکنیم
یادت باشه هر جا رفتی بگی اینطرفا ما انقده مردی داریم که سهم نامردارَم میدیم
اینم ببر زندون بده داشِت باش خیار پوس بکنه
آخه ماله خودشه ... جا گذاشته بود تو پشت ما ...
دیالوگ جلال