یکی از دوستان از قول یکی از دوست هاش برام تعریف میکرد که این بنده خدا تازه عقد کرده بوده ، اولین شبی که میره خونه خانومش یک خبطی میکنه و یکم شیره با خودش میبره حالا بنده خدا این کاره هم نبوده و فقط یه چیزی شنیده بوده در این مورد خلاصه وقتی مشغول چایی خوردن بودن شیره رو قایمکی میندازه توی چایی اما خبر نداشته که ته لیوان قهوه ای رنگ میشه خلاصه خوب که حل میشه چایی رو سر میکشه وقتی که مادر زنش لیوان ها رو میبره آشپزخونه برای شستن موضوع رو میفهمه و دخترش رو صدا میزنه و با هم پچ پچ میکنن تا اینکه دخترش میاد به این بنده خدا میگه که آره جریان از این قراره و ته لیوان رنگ برداشته خلاصه که این بنده خدا تعریف میکرد که برادر زنم منو کشوند کنار و بهم گفت : بی معرفت شب اولی هم میخوای بکنی و هم میخوای زیاد بکنی؟!!
هیچی دیگه رفیقمون از خجالت آب شده بود ...
برچسب: 6pm,6,646 area code,6abc,60 minutes,60 days in,69,6 flags,666,679 lyrics,
نویسنده: یونا اسدیپور