خرید بک لینک

درباره سایت

نقطه سر خط

امکانات وب

امشب سر کار بودم نسترن باهام تماس گرفت و ازم خواست تا ببینمش

چند سالی از آخرین دیدارمون میگذشت

نمیدونم چرا وقتی با نسترن هستم دست و پاهام میلرزه

خودم نیستم چون نمیتونم اون چیزی رو که میخوام بهش بگم و فقط صبوری میکنم و میزارم اون صحبت کنه

حال و روز خوبی نداشت دلم براش سوخت

بهم ریخته بود اونطور ک خودش میگفت یه قرض خواب آوره قوی مصرف میکرد

مثل همیشه نبود امیدوارم خدا بهش کمک کنه

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 6:01

صفحه بندی